» صفويان
شيخ صفيالدين اردبيلي فرزند شيخ امينالدين جبرئيل، پيرو،دنيا آمد وي مردي پاكدامن و پارسا بود به گونهاي كه همگان به دينداري، تقوي، مروت، كرم، اخلاق و صفات پسنديده اين عارف مريد و داماد شيخ زاهد گيلاني -از عرفاي معروف - بود. شيخ صفي در سال 650 هجري قمري در اردبيل به خدايي اعتراف نمودهاند. وي در سال 735 به سراي باقي شتافت و جسم وي در نزديكي خانقاه و محل زندگياش به خاك سپرده شد. شيخ صفي قبل از وفات خود پسرش صدرالدين موسي را به ارشاد مريدان وصيت نمود. بدين طريق سلسله طريقت صفوي پس از صدرالدين به ترتيب به پسرش خواجه علي شيخ ابراهيم و پس از او به شيخ جنيد و شيخ حيدر رسيد تا اينكه سرانجام شاه اسماعيل- پسر شيخ حيدر و ششمين نواده شيخ صفيالدين- پس از فتح شيروان و باكو و شكست دادن الوند ميرزا شاه آققويونلو، در سال 907 در تبريز تاجگذاري كرد.بناهاي آرامگاهي بقعه شيخ صفيالدين اسحاق اردبيلي يكي از مجموعههاي معظم و مجلل صفويان در شهر اردبيل به شمار ميرود. و به عنوان آرامگاه اجداد و شهرياران و شاهزادگان صفوي و برخي از علماي آن عصر در مبحث هنر مذهبي ايران اعتبار ويژه دارد. اين بقعه شامل تعدادي از بناهاي دورههاي مختلف است كه نخستين بار شاه تهماسب آنها را به صورت مجموعه واحدي درآورد. بعدها شاه عباس بناهاي مهم ديگري به اين مجموعه افزود.
اكنون اين مجموعه پس از چندين قرن در شمار زيباترين ابنيه تاريخي و هنري ايران به شمار ميآيد و هر بازديدكنندهاي را تحت تاثير قرار ميدهد. آنچه امروز از مجموعه بقعه شيخ صفيالدين اردبيلي باقي مانده شامل بخشهاي ذيل ميباشد.
|
ورودي مقبره شيخ صفي |
گنبد الله الله |
|
مقبره شيخ صفيالدين معروف به گنبد الله الله، آرامگاه شاه اسماعيل اول، آرامگاه محيالدين محمد معروف به حرمخانه، عمارت چينيخانه، مسجد جنتسرا، تالار دارالحفاظ،، دارالحديث يا طاق متولي، صحن اصلي، محوطه شهيدگاه، خانقاه يا چلهخانه، حياط پيشخان، حياط باغ و صحن.
منبع: مجموعه راهنماي جامع ايرانگردي (استان اردبيل) ![]()
شير و خورشيد يک نماد ملی بوده و با دگرگون شدن پادشاهان اين نشان ملی دگرگون نميشده.
تنها شاه اسماعيل و شاه تهماست بر روی پرچم خود نشان شير و خورشيد نداشتند.
پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز و بر بالای آن نقش ماه ميبوده است.
شاه تهماسب که در ماه (حمل) گوسفند بدنيا آمده نقش گوسپند را در روی پرچم نقش کرد.
در زمان صفويه آيات قران و کلمات تازی (عربی) بر روی پرچم ظاهر شد.
[نهفتن]
مشایخ و پادشاهان صفویه (سده هفتم تا دوازدهم هجری خورشیدی)
مشایخ صفویه (حدود ۶۷۰ تا ۸۶۷)
پادشاهان صفویه (۸۸۰ تا ۱۱۰۱)
شاه اسماعیل یکم - شاه تهماسب یکم - شاه اسماعیل دوم - شاه محمّد خدابنده - شاه عباس یکم - شاه صفی - شاه سلیمان - شاه سلطان حسین
شاهان اسمی صفویه (۱۱۰۱ تا حدود ۱۱۴۰)
تهماسب دوم -
پايتخت صفويان صفويان در طول حكومت نسبتاً طولاني سيصد ساله خود در ايران (907 هـ .ق. الي 1200 هـ .ق) سه شهر مهم تبريز، قزوين و اصفهان را به پايتختي برگزيدند.
شاه اسماعيل صفوي تبريز را به پايتختي برگزيد تا هم به مركز قدرت معنوي خاندان خود در اردبيل نزديك باشد و هم از جايگاه استقرار پيروان و فداييان پرشور خود، ايلهاي تركمان شيعي مذهب در سرزمين آناطولي، فاصله زيادي نداشته باشد. شاه اسماعيل در طول سلطنت خود گهگاهي از قزوين ديدار ميكرد و مدتي را در اين شهر به سر ميبرد. در زمان حكومت شاه اسماعيل و پس از او (شاه طهماسب)، عثمانيها و ازبكان بطور مكرر از ناحيه شمال غرب به ايران حمله ميكردند و قتل و غارت ايشان گاهي به شهر تبريز هم ميرسيد. اين درگيريها به همراه وجود تنشهاي اجتماعي ناشي از دو دستگي (حيدريها و نعمتيها) در تبريز موجب شد كه شاه طهماسب براي انتقال پايتخت اقدام كند. پايتخت جديد مي بايست در جايي باشد كه در صورت هرگونه حمله غافلگيرانهاي از سوي نيروهاي عثماني و ازبكان، هيچگاه چون تبريز مورد تهديد قرار نگيرد و در عين حال نيز از ميدانهاي نبرد در شرق و غرب فاصله زيادي نداشته باشد. بنابراين انتخاب قزوين با توجه به موقعيت استراتژيك آن، انتخابي منطقي به شمار ميرفته است.
قزوين با توجه به موقعيت ويژه جغرافيايي از دوران ساسانيان به عنوان يكي از پايگاههاي مهم در برابر منطقه كوهستاني شمال ايران به شمار مي آمد. با روي كار آمدن دولت سلجوقي، قزوين از رشد قابل توجهي برخوردار شد، به طوري كه تا قبل از دولت صفوي، چنين رونقي نداشته است.
آماده سازي شهر قزوين براي تبديل آن به پايتخت از سال 951 هـ .ق. آغاز شد و بيش از يازده سال به طول انجاميد و كار انتقال پايتخت در زماني (962 هـ .ق.) صورت گرفت كه حكومت در موضع قدرت بود.
طرح توسعه قزوين، بر يك طرح جامع استوار بود و شهر جديد (جعفرآباد) به صورت هماهنگ با پايتخت قديم در مجاورت آن ايجاد شد و كمبودهاي خدماتي شهر قزوين را مرتفع ساخت (ورجارند، پايتختهاي صفويان، اصفهان).
يكي از نكات مهمي كه در انتخاب قزوين به پايتختي مورد توجه شاهان صفوي قرار نگرفته بود مشكل كم آبي قزوين بود. مشكل كمبود آب قزوين از يك سو، و محاسن شهر اصفهان از سوي ديگر، در آن زمان موجب شد كه شاه عباس پايتخت خود را به اصفهان منتقل سازد. اصفهان از آب فراوان زايندهرود برخوردار و داراي مركزيت جغرافيايي در ايران بود همچنين در مسير راههاي بزرگ بازرگاني قديم مانند دمشق و حلب در غرب، و سمرقند و بخارا در شرق، قرار داشت . علاوه بر اين، فراهم بودن شرايط اقتصادي (راه)، سياسي (مركزيت) و كشاورزي (آب زاينده رود) اصفهان موجب شد كه اين شهر در ادوار مختلف به عنوان پايتخت ايالتي (در دوره آل زيار) و پايتخت حكومتي (در دوره سلجوقيان) انتخاب شود. در دوره سلجوقيان، هنرمندان زيادي به اصفهان روي آوردند و بناهاي متعددي همچون مساجد، كاروانسراها، پلها و غيره را را در محلات قديمي بنا نهادند. با حمله مغولان، اصفهان نيز مانند شهرهاي ديگر ايران رو به ويراني نهاد![]()